+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۲ ساعت 23:20 توسط M.Javad @ MaryaM
|
من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم: درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي كويري كه غرق انتظار است، پشت ديوار دردهايم نشستهام... .
@@@@@@@@@
گریه کن گریه قشنگه گریه سهم دل تنگه
@@@@@@@@@
هي غريبه! روي کسي دست گذاشتي که همه دنيامه ..... بي وجدان اينقدر راحت به او نگو عــــزيــــزم...