یه وقتایی..

یه وقتایی باید رفت…!



اونم با پای خودت…!



باید جاتُ تو زندگی بعضی ها خالی کنی…!



درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه…!



ولی بدون…



یه روزی…



یه جایی…



بد جوری یادت می افتن که دیگه خیلی دیر شده خیلی…

... !

 

 

برگریزان پاییز..

برگ های ریزان پاییزی کنار پنجره جمع شده اند

برگ های سرخ و طلائی رنگ

از آن هنگام که تو رفتی روزهایم طولانی

و آوای زمستان کهنه همین نزدیکی هاست

چقدر دلتنگ تو هستم

وقتی برگریزان پاییز شروع میشود..

خوش آمدید..

سلام..

 

دوستای گلم به وبلاگ باران عشق خوش آمدید..

 

نظر یادتون نره..مرسی..

 

موفق باشید..

تولدت مبارک

روز میلاد تو باران آمد

روز میلاد تو بود که هوا بوی شبنم وشقایق می داد

میلاد پاکت مبارک

 

 

مریمی تولدت مبارک...

05.02.95

💌💌💌💌💌

برای همیشه عاشقتم حتی روزایی ک کنارم نیستی...

دنیای این روزای من....داریوش

دنياي اين روزاي من

هم قد تن پوشم شوده

اينقدر دورم از توکه

دنيا فراموشم شده
دنياي اين روزاي من
درگير تنهايي شده
تنها مدارا ميکنيم
دنيا عجب جايي شده
هرشب تو روياي خودم .. آغوشتو تن ميکنم
آينده اين خونرو باشمع روشن ميکنم
هر شب تو رويا خودم
در حسرت فرداي تو
تقويمم و پر ميکنم
هر روز اين تنهايي و فردا رو تصور ميکنم
هم سنگ اين روزاي من حتي شبم تاريک نيست
اينجا به جز دوريه تو .. چيزي به من نزديک نيست
هر شب تو رويا خودم
دنياي اين روزاي من
هم قد تن پوشم شوده
اينقدر دورم از تو که دنيا فراموشم شده

یکی بود یکی نبود...

چرا داستان همه با رفتن و نرسیدن کلاغه به خونش تموم میشه!!!

اما برای ما با یکی بود یکی نبود تموم شد؟؟؟؟

من از تو یاد گرفتم ........ ابی

من از تو یاد گرفتم
که تن به یاس بشویم
شبیه باغچه باشم
همیشه راست بگویم
تو رو به اشک نوشتم
که از تو رنگ بگیرم
که از تو سیر بنوشم
دم قشنگ بگیرم
من از تو یاد گرفتم
که بی دریغ بخندم
که بی حساب ببوسم
که دل به خواب ببندم

من از تو یاد گرفتم 
که رخت نور بپوشم
به ضرب ساز بچرخم
به جرم عشق بجوشم

چه کودکانه یاد گرفتم
که ساده تر باشم
من از ترانه یاد گرفتم
که خوش نفس باشم
چه شاعرانه یاد گرفتم
که با خبر باشم
من از پرنده یاد گرفتم
که بی قفس باشم

 من از تو یاد گرفتم 
که رخت نور بپوشم
به ضرب ساز بچرخم
به جرم عشق بجوشم

پل........ابی

 
برای خواب معصومانه ی عشق
کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچ شبهنگام وحشت
کمک کن با تن هم پل بسازیم
کمک کن سایبونی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم
کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نکن با هق هق من
تن شکسته تو بسپار به دست نوازشهای دست عاشق من
به دنبال کدوم حرف و کلامی ؟
سکوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقهای دنیاست
کسی به فکر مریم های پرپر
کسی به فکر کوچ کفترا نیست
به فکر عاشقای در به در باش
که غیر از ما کسی به فکر ما نیست.
تو با تنپوشی از گلبرگ و بوسه منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم ؟
تو خورشید و به دست من سپردی
کمک کن جاده های مه گرفته
من مسافر رو از تو نگیرن
کمک کن تا کبوترهای خسته
رو یخبستگی شاخه نمیرن
کمک کن از مسافرهای عاشق 
سراغ مهربونی رو بگیریم
کمک کن تا برای هم بمونیم
کمک کن تا برای هم بمیریم
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو 
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن .

آدما....گوگوش....

آدما از ادما زود سیر میشن
آدما از عشق هم دلگیر میشن
آدما رو عشقشون پا میذارن
آدما آدمو تنها میذارن
منو دیگه نمی خوای خوب میدونم
تو کتاب دلت اینو میخونم

یادته اون عشق رسوا یادته
اون همه دیوونگی ها یادته
تو میگفتی که گناه مقدسه
اول و اخر هر عشق هوسه

آدما آخ…آدمای روزگار
چی مونه از شماها یادگار

دیگه از بگو مگو خسته شدم
من از اون قلب دو رو خسته شدم 
نمی خوای بمونی توی این خونه
چشم تو دنبال چشمای اونه

همه حرفای تو یک بهونس
اون جهنمی که میگن این خونس

پل....ابی....

براي خواب معصومانه ي عشق، کمک کن بستري از گل بسازيم براي کوچ شب هنگام وحشت، کمک کن با تن هم پل بسازيم کمک کن سايه بوني از ترانه، براي خواب ابريشم بسازيم کمک کن با کلام عاشقانه، براي زخم شب مرهم بسازيم بذار قسمت کنيم تنهاييمونو، ميون سفره ي شب تو با من بذار بين من و تو دستاي ما، پلي باشه واسه از خود گذشتن کسي به فکر مريم هاي پَر پَر، کسي تو فکر کوچ کفترها نيست به فکر عاشقاي در به در باش، که غير از ما کسي به فکر ما نيست تورو ميشناسم اي شبگرد عاشق، تو با اسم شب من آشنايي از اندوه و تو و چشم تو پيداست، که از ايل و تبار عاشقايي تورو ميشناسم اي سر در گريبون، غريبگي نکن با هق هق من تن شکستتو بسپار به دست، نوازشهاي دست عاشق من بذار قسمت کنيم تنهاييمونو، ميون سفره ي شب تو با من بذار بين من و تو دستاي ما، پلي باشه واسه از خود گذشتن کسي به فکر مريم هاي پَر پَر، کسي تو فکر کوچ کفترها نيست به فکر عاشقاي در به در باش، که غير از ما کسي به فکر ما نيست به دنبال کدوم حرف و کلامي، سکوتت گفتنه تمام حرفاست تورو از طپش قلبت شناختم، تو قلبت قلب عاشقهاي دنياست تو با تن پوشي از گلبرگ و بوسه، منو به جشن نور و آينه بردي چرا از سايه هاي شب بترسم، تو خورشيدُ به دست من سپردي بذار قسمت کنيم تنهاييمونو، ميون سفره ي شب تو با من بذار بين من و تو دستاي ما، پلي باشه واسه از خود گذشتن کسي به فکر مريم هاي پَر پَر، کسي تو فکر کوچ کفترها نيست به فکر عاشقاي در به در باش، که غير از ما کسي به فکر ما نيست کمک کن جاده هاي مه گرفته، من مسافرُ از تو نگيرن کمک کن تا کبوترهاي خسته، روي يخ بستگي شاخه نميرن کمک کن از مسافرهاي عاشق، سراغ مهربوني رو بگيريم کمک کن تا براي هم بمونيم، کمک کن تا براي هم بميريم بذار قسمت کنيم تنهاييمونو، ميون سفرهء شب تو با من بذار بين من و تو دستاي ما، پلي باشه واسه از خود گذشتن کسي به فکر مريم هاي پَر پَر، کسي تو فکر کوچ کفترها نيست به فکر عاشقاي در به در باش، که غير از ما کسي به فکر ما نيست

چرا.....

چرا این روزا این قدر بی قرارتم..

خدا چرا فراموشم نمیشه..

چرا بی قرار تر شدم این روزا..

انتظار برگشتت سخته اما ارزششو داره..

شروع تیرگان،شروع  بلندترین روز سال..

شروع تابستانی سراسر دلواپسی..

شروع دهمین ماه جدایی..

شروع دهمین ماه انتظار برای با تو بودن..

ثانیه،ساعتها و ماه ها شروع بی پایان

تاوان خواستن تو برای من بود..

 

Parsa  1.4.1394

میدونم برمیگردی..

اینجا کسی دست نوشته هایم را نخواند..

اینجا کسی همراه قلب خسته ام نشد..

اینجا،اینجای پر هیاهو فقط به من تنهایی هدیه کرد..

کاش دل کندن از این دیار آسان بود..

کاش میشد اینجا کنار دلها آرام گرفت..

اما اینجا دلها آکنده از هرزگیست..

اینجا عشق بهانه ی بندگیست و 

هرزگی تاوان دوست داشتن هاست..

Parsa   1.4.1394

 

8 ماه..

8 ماه..

حرفی نموند..

فقط یادآوری زمان..

خیلی زودتر تولدت مبارک..

سلام..

سال نو مبارک..

سال خوب و دل خوشی داشته باشی..

چون اولین نفر باشم خیلی زودتر از چیزی که باید تولدتت رو تبریک میگم..

یا علی..

کریسمس مبارک..

این کریسمس زیبا رو به همه ارامنه و مسیحیهای کشور خودم ایران تبریک میگم..

امیدوارم سالی زیبا و پر خیر رو در پیش داشته باشند..

 

کاش و کاش و کاش..

کاش میشد فراموش کرد..کاش میشد تمومش کرد..

کاش و کاش و کاش..

امشب از همیشه بیشتر دلم گرفته..

میدونم واسه هیچ کس حتی اونی که میگفت دوستم داره مهم نیست..

وقتی از 24 ساعت 20 ساعتشو خواب باشی معلومه کسی حالتو نمیفهمه..

دوتا همراه برا خودم پیدا کردم که خیلی با وفا هستن..

یکیش سردرد هامه که همیشه هستو تنهام نمیذاره..

یکیش هم قرصای خوابیه که تو این مدت کنارم بوده..

مهربونی و عاشق بودن فقط یه دروغه..

این دوتا باعث میشن دیگرون تا کارت دارن کنارت باشن..

خدایا..خستم..واقعا خستم..درکم کن..

به فصل های بی تو حساسم..

" ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺧﯿﺲ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺳﺖ

ﺁﺭﯼ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ ﻓﺼﻞ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﯽ تو حساسم.. "

سنگ تمام..

ادم ها برای هم سنگ تمام میگذارند..

اما نه وقتی در میانشان هستی..

نه!!!!

آنجا که در میان خاک خوابیدی،**سنگ تمام**را میگذارند و میروند..

عید غدیر مبارک...

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...

حتما شما هم این مصرع زیبا را زیاد شنیده اید ولی بقیه شعر را خیلی ها نمی دانند و شاعر آن را نمی شناسند .

این شعر از آقای دکتر محمود اکرامی فر هست . ایشون مجموعه شعری دارند به نام دریا تشنه است .این سروده زیبا را تقدیم می کنم به همه شیفتگان مولا أمیرالمؤمنین علی علیه السلام و عیدی من به شما دوستان محترم.

 

.... از بیابان بوی گندم مانده است

عشق روی دست مردم مانده است

آسمان بازیچه ی طوفان ماست

ابر نعش آه سرگردان ماست....

باز هم یک روز طوفان می شود

هر چه می خواهد خدا آن می شود

می روم افتان و خیزان تا غدیر

باده ها می نوشم از جوشن کبیر

آب زمزم در دل صحرا خوش است

باده نوشی از کف مولا خوش است

فاش می گویم که مولایم علیست

آفتاب صبح فردایم علیست

هر که در عشق علی گم می شود

 مثل گل محبوب مردم می شود

تا علی گفتم زبان آتش گرفت

پیش چشمم آسمان آتش گرفت

آسمان رقصید و بارانی شدیم

موج زد دریا و طوفانی شدیم

بغض چندین ساله ی ما باز شد

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

یا علی گفتیم و دریا خنده کرد

عشق ما را باز هم شرمنده کرد

بهم میگی خداحافظ..

بهم گفتی خداحافظ، منم میگم خدا سعدی... که روی غنچهء لبهات بشینه طرح لبخندی

 

 بهم گفتی خداحافظ، منم میگم خدا عطار ... بدون جاوید می مونه تو یادم اولین دیدار

 

 بهم گفتی خداحافظ، منم میگم خدا سهراب ... خوشا آغوش داغ تو، خوشا آن لحظه های ناب

 

 بهم گفتی خداحافظ، منم میگم خدا خیام... نشسته داغ آتیش لبت رو صفحه ی لبهام

 

 بهم گفتی خداحافظ منم میگم خدا جامی... امیدوارم نشی هرگز، اسیر تیر فرجامی

 

 بهم گفتی خداحافظ، منم میگم خدا نیما... منم عاشق ترین عاشق بدون تو تک و تنها.....好

انکه مغرور است..

ﭼﻪ ﺣﻘﯿﺮ ﻭ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ

 ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻐﺮﻭﺭﺍﺳﺖ 

ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﺷﻄﺮﻧﺞ،

 ﺷﺎﻩ ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺟﻌﺒﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ...

خودخواهی..

هر وقت تونستی به کسی

آرامش ببخشی

بدان عاشق شدی

وگرنه عشقی که

آرامش معشوق رابگیرد،

خودخواهیست.....

بی رحمانه ترین..

ﺑﯽ ﺭﺣﻤﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ

ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺴﯽ ﺷﻮﯼ

ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺵ ﮐﻨﯽ

ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ

ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ

ﻟﺐ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﻔﺮﯾﻨﺖ ﮐﻨﺪ ...!

ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﯿﺴﺖ!

نفس

مریم با وجود همه اتفاقا بازم عاشقتم..

دوستت دارم و منتظرتم...

گاهی پیش احساس خودم هم شرمنده ام..

ﮐﺎﻏﺬﯼ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻡ . ﺭﻭﯾﺶ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ : " ﺍﺯﺕ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ " ...

ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻤﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ...

ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺪﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﮔﻔﺘﻢ ﻋﯿﺒﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ...

ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺩﺕ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺷﺪﯼ . ﮔﻔﺘﯽ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ

ﮔﻔﺘﯽ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺪﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﺮﺩﻡ ...

ﺗﻤﺎﻡ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻡ

ﺍﻣﺎ ...

ﺍﻓﺴﻮﺱ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺍﺕ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ

ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻭﮔﺎﻧﻪ ﮐﻪ

ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺎ ﻧﻪ ... ؟ !

ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ " ﺍﺯﺕ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ" ...

ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻣﯽ ﮐﺸﻢ

ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﻧﻔﺮﺕ ﻧﯿﺴﺖ ...

ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﯿﺎﯾﻢ

ﮔﺎﻫﯽ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻡ

در زندگی زخم هایی هست...

« ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﺧﻢﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺭﻩ ﺭﻭﺡ ﺭﺍ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻧﺰﻭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﻭ

ﻣﯽﺗﺮﺍﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﮐﺮﺩ؛ ﭼﻮﻥ ﻋﻤﻮﻣﺎً

ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩﻫﺎﯼ ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﺮﺩﻧﯽ ﺭﺍ ﺟﺰﺀ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻭ

ﭘﯿﺶﺁﻣﺪﻫﺎﯼ ﻧﺎﺩﺭ ﻭ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﺸﻤﺎﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﯾﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﺪ،

ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮ ﺳَﺒﯿﻞ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺟﺎﺭﯼ ﻭ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺷﮑﺎﮎ ﻭ ﺗﻤﺴﺨﺮﺁﻣﯿﺰ ﺗﻠﻘﯽ ﺑﮑﻨﻨﺪ . ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺸﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﭼﺎﺭﻩ ﻭ

ﺩﻭﺍﯾﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺍﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺷﺮﺍﺏ

ﻭ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺑﻪﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﻓﯿﻮﻥ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭﻩ ﺍﺳﺖ . ﻭﻟﯽ

ﺍﻓﺴﻮﺱ ﮐﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺍﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻣﻮﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﭘﺲ

ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺮ ﺷﺪﺕ ﺩﺭﺩ ﻣﯽﺍﻓﺰﺍﯾﺪ» 

بی خیال..

بی ﺧﯿﺎﻝ

ﺍﺷﮑﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻫﻮﺍ ﺭﻭﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ

ﺍﺑﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﺕ ﻟﺒﺮﯾﺰﻩ

ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﺗﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻩ

ﺣﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﻟﻤﻪ ﺍﻣﺎ ﻧﺪﻭﻧﯽ ﺑﻬﺘﺮﻩ

ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ

ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﻗﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ

ﺁﺧﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﻻﯼ ﺳﻨﮕﯿﻪ

ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺩﻝ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺭﻧﮕﯿﻪ

ﻣﺜﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﻤﺴﻔﺮ ﺷﺪﻥ

ﺗﻮﯼ ﺷﻬﺮ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺷﺪﻥ

ﺣﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﺯﻣﻮ ﺑﺒﯿﻦ ﺗﺎ ﮐﻪ ﻧﮕﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﻓﺖ

ﺍﻫﻞ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍ ﺭﻓﺖ

ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ

ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﻗﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ

ﺁﺧﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﻻﯼ ﺳﻨﮕﯿﻪ

ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺩﻝ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺭﻧﮕﯿﻪ