باران عشق
درد لحظه رو کسی میفهمه که منتظر میمونه.. 

یه وقتایی باید رفت…!



اونم با پای خودت…!



باید جاتُ تو زندگی بعضی ها خالی کنی…!



درسته تو شلوغیاشون متوجه نمیشن چی میشه…!



ولی بدون…



یه روزی…



یه جایی…



بد جوری یادت می افتن که دیگه خیلی دیر شده خیلی…

[ پنجشنبه بیست و یکم شهریور ۱۳۹۲ ] [ 18:24 ] [ M.Javad @ MaryaM ]

 

 

[ جمعه بیست و چهارم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 23:59 ] [ M.Javad @ MaryaM ]

برگ های ریزان پاییزی کنار پنجره جمع شده اند

برگ های سرخ و طلائی رنگ

از آن هنگام که تو رفتی روزهایم طولانی

و آوای زمستان کهنه همین نزدیکی هاست

چقدر دلتنگ تو هستم

وقتی برگریزان پاییز شروع میشود..

[ جمعه هفدهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 13:36 ] [ M.Javad @ MaryaM ]

سلام..

 

دوستای گلم به وبلاگ باران عشق خوش آمدید..

 

نظر یادتون نره..مرسی..

 

موفق باشید..

[ سه شنبه چهاردهم خرداد ۱۳۹۲ ] [ 13:45 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
ببار ای آسمون امشب..ببار رو سر کن آهنگی..

بجز گریه گریزی نیست..از این زندون دلتنگی..

[ دوشنبه دوم شهریور ۱۳۹۴ ] [ 20:46 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
دنياي اين روزاي من

هم قد تن پوشم شوده

اينقدر دورم از توکه

دنيا فراموشم شده
دنياي اين روزاي من
درگير تنهايي شده
تنها مدارا ميکنيم
دنيا عجب جايي شده
هرشب تو روياي خودم .. آغوشتو تن ميکنم
آينده اين خونرو باشمع روشن ميکنم
هر شب تو رويا خودم
در حسرت فرداي تو
تقويمم و پر ميکنم
هر روز اين تنهايي و فردا رو تصور ميکنم
هم سنگ اين روزاي من حتي شبم تاريک نيست
اينجا به جز دوريه تو .. چيزي به من نزديک نيست
هر شب تو رويا خودم
دنياي اين روزاي من
هم قد تن پوشم شوده
اينقدر دورم از تو که دنيا فراموشم شده
[ یکشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 21:48 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
چرا داستان همه با رفتن و نرسیدن کلاغه به خونش تموم میشه!!!

اما برای ما با یکی بود یکی نبود تموم شد؟؟؟؟

[ شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 22:23 ] [ M.Javad @ MaryaM ]

من از تو یاد گرفتم
که تن به یاس بشویم
شبیه باغچه باشم
همیشه راست بگویم
تو رو به اشک نوشتم
که از تو رنگ بگیرم
که از تو سیر بنوشم
دم قشنگ بگیرم
من از تو یاد گرفتم
که بی دریغ بخندم
که بی حساب ببوسم
که دل به خواب ببندم

من از تو یاد گرفتم 
که رخت نور بپوشم
به ضرب ساز بچرخم
به جرم عشق بجوشم

چه کودکانه یاد گرفتم
که ساده تر باشم
من از ترانه یاد گرفتم
که خوش نفس باشم
چه شاعرانه یاد گرفتم
که با خبر باشم
من از پرنده یاد گرفتم
که بی قفس باشم

 من از تو یاد گرفتم 
که رخت نور بپوشم
به ضرب ساز بچرخم
به جرم عشق بجوشم

[ شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 16:40 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
 
برای خواب معصومانه ی عشق
کمک کن بستری از گل بسازیم
برای کوچ شبهنگام وحشت
کمک کن با تن هم پل بسازیم
کمک کن سایبونی از ترانه برای خواب ابریشم بسازیم
کمک کن با کلام عاشقانه برای زخم شب مرهم بسازیم
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن
تو رو می شناسم ای سر در گریبون
غریبگی نکن با هق هق من
تن شکسته تو بسپار به دست نوازشهای دست عاشق من
به دنبال کدوم حرف و کلامی ؟
سکوتت گفتن تمام حرفاست
تو رو از تپش قلبت شناختم
تو قلبت ، قلب عاشقهای دنیاست
کسی به فکر مریم های پرپر
کسی به فکر کوچ کفترا نیست
به فکر عاشقای در به در باش
که غیر از ما کسی به فکر ما نیست.
تو با تنپوشی از گلبرگ و بوسه منو به جشن نور و آینه بردی
چرا از سایه های شب بترسم ؟
تو خورشید و به دست من سپردی
کمک کن جاده های مه گرفته
من مسافر رو از تو نگیرن
کمک کن تا کبوترهای خسته
رو یخبستگی شاخه نمیرن
کمک کن از مسافرهای عاشق 
سراغ مهربونی رو بگیریم
کمک کن تا برای هم بمونیم
کمک کن تا برای هم بمیریم
بذار قسمت کنیم تنهاییمونو 
میون سفره ی شب تو با من
بذار بین من و تو دستای ما
پلی باشه واسه از خود گذشتن .
[ شنبه دهم مرداد ۱۳۹۴ ] [ 16:37 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
آدما از ادما زود سیر میشن
آدما از عشق هم دلگیر میشن
آدما رو عشقشون پا میذارن
آدما آدمو تنها میذارن
منو دیگه نمی خوای خوب میدونم
تو کتاب دلت اینو میخونم

یادته اون عشق رسوا یادته
اون همه دیوونگی ها یادته
تو میگفتی که گناه مقدسه
اول و اخر هر عشق هوسه

آدما آخ…آدمای روزگار
چی مونه از شماها یادگار

دیگه از بگو مگو خسته شدم
من از اون قلب دو رو خسته شدم 
نمی خوای بمونی توی این خونه
چشم تو دنبال چشمای اونه

همه حرفای تو یک بهونس
اون جهنمی که میگن این خونس

[ چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ ] [ 0:4 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
براي خواب معصومانه ي عشق، کمک کن بستري از گل بسازيم براي کوچ شب هنگام وحشت، کمک کن با تن هم پل بسازيم کمک کن سايه بوني از ترانه، براي خواب ابريشم بسازيم کمک کن با کلام عاشقانه، براي زخم شب مرهم بسازيم بذار قسمت کنيم تنهاييمونو، ميون سفره ي شب تو با من بذار بين من و تو دستاي ما، پلي باشه واسه از خود گذشتن کسي به فکر مريم هاي پَر پَر، کسي تو فکر کوچ کفترها نيست به فکر عاشقاي در به در باش، که غير از ما کسي به فکر ما نيست تورو ميشناسم اي شبگرد عاشق، تو با اسم شب من آشنايي از اندوه و تو و چشم تو پيداست، که از ايل و تبار عاشقايي تورو ميشناسم اي سر در گريبون، غريبگي نکن با هق هق من تن شکستتو بسپار به دست، نوازشهاي دست عاشق من بذار قسمت کنيم تنهاييمونو، ميون سفره ي شب تو با من بذار بين من و تو دستاي ما، پلي باشه واسه از خود گذشتن کسي به فکر مريم هاي پَر پَر، کسي تو فکر کوچ کفترها نيست به فکر عاشقاي در به در باش، که غير از ما کسي به فکر ما نيست به دنبال کدوم حرف و کلامي، سکوتت گفتنه تمام حرفاست تورو از طپش قلبت شناختم، تو قلبت قلب عاشقهاي دنياست تو با تن پوشي از گلبرگ و بوسه، منو به جشن نور و آينه بردي چرا از سايه هاي شب بترسم، تو خورشيدُ به دست من سپردي بذار قسمت کنيم تنهاييمونو، ميون سفره ي شب تو با من بذار بين من و تو دستاي ما، پلي باشه واسه از خود گذشتن کسي به فکر مريم هاي پَر پَر، کسي تو فکر کوچ کفترها نيست به فکر عاشقاي در به در باش، که غير از ما کسي به فکر ما نيست کمک کن جاده هاي مه گرفته، من مسافرُ از تو نگيرن کمک کن تا کبوترهاي خسته، روي يخ بستگي شاخه نميرن کمک کن از مسافرهاي عاشق، سراغ مهربوني رو بگيريم کمک کن تا براي هم بمونيم، کمک کن تا براي هم بميريم بذار قسمت کنيم تنهاييمونو، ميون سفرهء شب تو با من بذار بين من و تو دستاي ما، پلي باشه واسه از خود گذشتن کسي به فکر مريم هاي پَر پَر، کسي تو فکر کوچ کفترها نيست به فکر عاشقاي در به در باش، که غير از ما کسي به فکر ما نيست
[ چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ ] [ 0:1 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
چرا این روزا این قدر بی قرارتم..

خدا چرا فراموشم نمیشه..

چرا بی قرار تر شدم این روزا..

[ جمعه نوزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 20:24 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
شروع تیرگان،شروع  بلندترین روز سال..

شروع تابستانی سراسر دلواپسی..

شروع دهمین ماه جدایی..

شروع دهمین ماه انتظار برای با تو بودن..

ثانیه،ساعتها و ماه ها شروع بی پایان

تاوان خواستن تو برای من بود..

 

Parsa  1.4.1394

[ دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 19:50 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
اینجا کسی دست نوشته هایم را نخواند..

اینجا کسی همراه قلب خسته ام نشد..

اینجا،اینجای پر هیاهو فقط به من تنهایی هدیه کرد..

کاش دل کندن از این دیار آسان بود..

کاش میشد اینجا کنار دلها آرام گرفت..

اما اینجا دلها آکنده از هرزگیست..

اینجا عشق بهانه ی بندگیست و 

هرزگی تاوان دوست داشتن هاست..

Parsa   1.4.1394

 

[ دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 19:46 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
8 ماه..

حرفی نموند..

فقط یادآوری زمان..

[ دوشنبه هشتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 8:34 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
سلام..

سال نو مبارک..

سال خوب و دل خوشی داشته باشی..

چون اولین نفر باشم خیلی زودتر از چیزی که باید تولدتت رو تبریک میگم..

یا علی..

[ یکشنبه شانزدهم فروردین ۱۳۹۴ ] [ 23:14 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
این کریسمس زیبا رو به همه ارامنه و مسیحیهای کشور خودم ایران تبریک میگم..

امیدوارم سالی زیبا و پر خیر رو در پیش داشته باشند..

 

[ جمعه پنجم دی ۱۳۹۳ ] [ 21:38 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
کاش میشد فراموش کرد..کاش میشد تمومش کرد..

کاش و کاش و کاش..

امشب از همیشه بیشتر دلم گرفته..

میدونم واسه هیچ کس حتی اونی که میگفت دوستم داره مهم نیست..

وقتی از 24 ساعت 20 ساعتشو خواب باشی معلومه کسی حالتو نمیفهمه..

دوتا همراه برا خودم پیدا کردم که خیلی با وفا هستن..

یکیش سردرد هامه که همیشه هستو تنهام نمیذاره..

یکیش هم قرصای خوابیه که تو این مدت کنارم بوده..

مهربونی و عاشق بودن فقط یه دروغه..

این دوتا باعث میشن دیگرون تا کارت دارن کنارت باشن..

خدایا..خستم..واقعا خستم..درکم کن..

[ جمعه هفتم آذر ۱۳۹۳ ] [ 20:30 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
" ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﻢ ﭼﺮﺍ ﭼﺸﻤﺎﻧﻢ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﯽ ﺍﺧﺘﯿﺎﺭ ﺧﯿﺲ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ

ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺣﺴﺎﺳﯿﺖ ﻓﺼﻠﯽ ﺍﺳﺖ

ﺁﺭﯼ ﻣﻦ ﺑﻪ ﻓﺼﻞ ﻓﺼﻞ ﺍﯾﻦ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺑﯽ تو حساسم.. "

[ جمعه هفتم آذر ۱۳۹۳ ] [ 20:13 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
ادم ها برای هم سنگ تمام میگذارند..

اما نه وقتی در میانشان هستی..

نه!!!!

آنجا که در میان خاک خوابیدی،**سنگ تمام**را میگذارند و میروند..

[ جمعه هفتم آذر ۱۳۹۳ ] [ 20:10 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
یا علی گفتیم و عشق آغاز شد...

حتما شما هم این مصرع زیبا را زیاد شنیده اید ولی بقیه شعر را خیلی ها نمی دانند و شاعر آن را نمی شناسند .

این شعر از آقای دکتر محمود اکرامی فر هست . ایشون مجموعه شعری دارند به نام دریا تشنه است .این سروده زیبا را تقدیم می کنم به همه شیفتگان مولا أمیرالمؤمنین علی علیه السلام و عیدی من به شما دوستان محترم.

 

.... از بیابان بوی گندم مانده است

عشق روی دست مردم مانده است

آسمان بازیچه ی طوفان ماست

ابر نعش آه سرگردان ماست....

باز هم یک روز طوفان می شود

هر چه می خواهد خدا آن می شود

می روم افتان و خیزان تا غدیر

باده ها می نوشم از جوشن کبیر

آب زمزم در دل صحرا خوش است

باده نوشی از کف مولا خوش است

فاش می گویم که مولایم علیست

آفتاب صبح فردایم علیست

هر که در عشق علی گم می شود

 مثل گل محبوب مردم می شود

تا علی گفتم زبان آتش گرفت

پیش چشمم آسمان آتش گرفت

آسمان رقصید و بارانی شدیم

موج زد دریا و طوفانی شدیم

بغض چندین ساله ی ما باز شد

یا علی گفتیم و عشق آغاز شد

یا علی گفتیم و دریا خنده کرد

عشق ما را باز هم شرمنده کرد

[ یکشنبه بیستم مهر ۱۳۹۳ ] [ 16:47 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
بهم گفتی خداحافظ، منم میگم خدا سعدی... که روی غنچهء لبهات بشینه طرح لبخندی

 

 بهم گفتی خداحافظ، منم میگم خدا عطار ... بدون جاوید می مونه تو یادم اولین دیدار

 

 بهم گفتی خداحافظ، منم میگم خدا سهراب ... خوشا آغوش داغ تو، خوشا آن لحظه های ناب

 

 بهم گفتی خداحافظ، منم میگم خدا خیام... نشسته داغ آتیش لبت رو صفحه ی لبهام

 

 بهم گفتی خداحافظ منم میگم خدا جامی... امیدوارم نشی هرگز، اسیر تیر فرجامی

 

 بهم گفتی خداحافظ، منم میگم خدا نیما... منم عاشق ترین عاشق بدون تو تک و تنها.....好

[ یکشنبه بیستم مهر ۱۳۹۳ ] [ 16:38 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
ﭼﻪ ﺣﻘﯿﺮ ﻭ ﮐﻮﭼﮏ ﺍﺳﺖ

 ﺁﻥ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺧﻮﺩ ﻣﻐﺮﻭﺭﺍﺳﺖ 

ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﻧﻤﯿﺪﺍﻧﺪ

ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﺷﻄﺮﻧﺞ،

 ﺷﺎﻩ ﻭ ﺳﺮﺑﺎﺯ ﻫﻤﻪ ﺩﺭ ﯾﮏ ﺟﻌﺒﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﻣﯽﮔﯿﺮﻧﺪ ...

[ جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۳ ] [ 23:41 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
هر وقت تونستی به کسی

آرامش ببخشی

بدان عاشق شدی

وگرنه عشقی که

آرامش معشوق رابگیرد،

خودخواهیست.....

[ جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۳ ] [ 14:39 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
ﺑﯽ ﺭﺣﻤﺎﻧﻪ ﺗﺮﯾﻦ ﺟﻨﺎﯾﺖ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ

ﻭﺍﺭﺩ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﺴﯽ ﺷﻮﯼ

ﻭﺍﺑﺴﺘﻪ ﺍﺵ ﮐﻨﯽ

ﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ

ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺯﻧﺪﮔﯿﺶ ﺭﺍ ﺧﺎﻟﯽ ﮐﻨﯽ ﮐﻪ

ﯾﮏ ﻋﻤﺮ ﭼﺸﻢ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ

ﻟﺐ ﭘﻨﺠﺮﻩ ﻧﻔﺮﯾﻨﺖ ﮐﻨﺪ ...!

ﻫﯿﭻ ﭼﯿﺰ ﺑﺪﺗﺮ ﺍﺯ ﻗﺘﻞ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻧﯿﺴﺖ!

[ جمعه هجدهم مهر ۱۳۹۳ ] [ 14:37 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
مریم با وجود همه اتفاقا بازم عاشقتم..

دوستت دارم و منتظرتم...

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 23:20 ] [ M.Javad @ MaryaM ]

ﮐﺎﻏﺬﯼ ﺑﺮ ﻣﯽ ﺩﺍﺭﻡ . ﺭﻭﯾﺶ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ : " ﺍﺯﺕ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ " ...

ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﺍﯾﻦ ﻭﺍﮊﻩ ﺭﺍ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ...

ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻤﺶ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻓﮑﺮ ﮐﻨﻢ ...

ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺗﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻣﺮﺑﻮﻁ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ ...

ﺑﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺪﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﻣﻦ ﻓﻘﻂ ﮔﻔﺘﻢ ﻋﯿﺒﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ ...

ﺑﻌﺪ ﺧﻮﺩﺕ ﭘﺸﯿﻤﺎﻥ ﺷﺪﯼ . ﮔﻔﺘﯽ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ

ﮔﻔﺘﯽ ﺟﺒﺮﺍﻥ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺗﻤﺎﻡ ﺑﺪﯼ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﮐﺮﺩﻡ ...

ﺗﻤﺎﻡ ﺷﮑﺴﺖ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺗﻮ ﻭ ﺍﺣﺴﺎﺳﺖ ﻭﺍﺭﺩ ﮐﺮﺩﻡ

ﺍﻣﺎ ...

ﺍﻓﺴﻮﺱ ﮐﻪ ﺣﺎﻓﻈﻪ ﺍﺕ ﻫﻤﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﺍ ﺍﺯ ﯾﺎﺩ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺑﺎﺯ ﻫﻢ

ﻣﻦ ﻣﺎﻧﺪﻡ ﻭ ﺍﯾﻦ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﺩﻭﮔﺎﻧﻪ ﮐﻪ

ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ ﯾﺎ ﻧﻪ ... ؟ !

ﻫﻤﯿﻨﻄﻮﺭ ﻣﯽ ﻧﻮﯾﺴﻢ " ﺍﺯﺕ ﻣﺘﻨﻔﺮﻡ" ...

ﺍﻣﺎ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺳﺖ ﺍﺯ ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻣﯽ ﮐﺸﻢ

ﻫﯿﭻ ﺍﺛﺮﯼ ﺍﺯ ﻧﻔﺮﺕ ﻧﯿﺴﺖ ...

ﻫﻨﻮﺯ ﻫﻢ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﻢ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﯿﺎﯾﻢ

ﮔﺎﻫﯽ ﭘﯿﺶ ﺧﻮﺩﻡ ﻫﻢ ﺷﺮﻣﻨﺪﻩ ﺍﻡ

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:34 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
« ﺩﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺯﺧﻢﻫﺎﯾﯽ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﻣﺜﻞ ﺧﻮﺭﻩ ﺭﻭﺡ ﺭﺍ ﺁﻫﺴﺘﻪ ﻭ ﺩﺭ ﺍﻧﺰﻭﺍ ﻣﯽﺧﻮﺭﺩ ﻭ

ﻣﯽﺗﺮﺍﺷﺪ . ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩﻫﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﺑﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﻇﻬﺎﺭ ﮐﺮﺩ؛ ﭼﻮﻥ ﻋﻤﻮﻣﺎً

ﻋﺎﺩﺕ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﺩﺭﺩﻫﺎﯼ ﺑﺎﻭﺭﻧﮑﺮﺩﻧﯽ ﺭﺍ ﺟﺰﺀ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻭ

ﭘﯿﺶﺁﻣﺪﻫﺎﯼ ﻧﺎﺩﺭ ﻭ ﻋﺠﯿﺐ ﺑﺸﻤﺎﺭﻧﺪ ﻭ ﺍﮔﺮ ﮐﺴﯽ ﺑﮕﻮﯾﺪ ﯾﺎ ﺑﻨﻮﯾﺴﺪ،

ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮ ﺳَﺒﯿﻞ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺟﺎﺭﯼ ﻭ ﻋﻘﺎﯾﺪ ﺧﻮﺩﺷﺎﻥ ﺳﻌﯽ ﻣﯽﮐﻨﻨﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ

ﻟﺒﺨﻨﺪ ﺷﮑﺎﮎ ﻭ ﺗﻤﺴﺨﺮﺁﻣﯿﺰ ﺗﻠﻘﯽ ﺑﮑﻨﻨﺪ . ﺯﯾﺮﺍ ﺑﺸﺮ ﻫﻨﻮﺯ ﭼﺎﺭﻩ ﻭ

ﺩﻭﺍﯾﯽ ﺑﺮﺍﯾﺶ ﭘﯿﺪﺍ ﻧﮑﺮﺩﻩ ﻭ ﺗﻨﻬﺎ ﺩﺍﺭﻭﯼ ﺁﻥ ﻓﺮﺍﻣﻮﺷﯽ ﺑﻪ ﺗﻮﺳﻂ ﺷﺮﺍﺏ

ﻭ ﺧﻮﺍﺏ ﻣﺼﻨﻮﻋﯽ ﺑﻪﻭﺳﯿﻠﻪ ﺍﻓﯿﻮﻥ ﻭ ﻣﻮﺍﺩ ﻣﺨﺪﺭﻩ ﺍﺳﺖ . ﻭﻟﯽ

ﺍﻓﺴﻮﺱ ﮐﻪ ﺗﺄﺛﯿﺮ ﺍﯾﻦﮔﻮﻧﻪ ﺩﺍﺭﻭﻫﺎ ﻣﻮﻗﺖ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺑﻪ ﺟﺎﯼ ﺗﺴﮑﯿﻦ ﭘﺲ

ﺍﺯ ﻣﺪﺗﯽ ﺑﺮ ﺷﺪﺕ ﺩﺭﺩ ﻣﯽﺍﻓﺰﺍﯾﺪ» 

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 18:31 ] [ M.Javad @ MaryaM ]

بی ﺧﯿﺎﻝ

ﺍﺷﮑﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺑﯽ ﻫﻮﺍ ﺭﻭﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﻡ ﻣﯿﺮﯾﺰﻩ

ﺍﺑﺮﯼ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻫﻤﻪ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻫﺎﺕ ﻟﺒﺮﯾﺰﻩ

ﺩﻟﯽ ﮐﻪ ﻣﯿﺨﻮﺍﺩ ﺑﻤﻮﻧﻪ ﺗﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﺮﻩ

ﺣﺮﻓﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﻟﻤﻪ ﺍﻣﺎ ﻧﺪﻭﻧﯽ ﺑﻬﺘﺮﻩ

ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ

ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﻗﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ

ﺁﺧﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﻻﯼ ﺳﻨﮕﯿﻪ

ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺩﻝ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺭﻧﮕﯿﻪ

ﻣﺜﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﯿﻤﻮﻧﻪ ﺑﺎ ﺗﻮ ﻫﻤﺴﻔﺮ ﺷﺪﻥ

ﺗﻮﯼ ﺷﻬﺮ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺑﯿﺨﻮﺩﯼ ﺩﺭ ﺑﻪ ﺩﺭ ﺷﺪﻥ

ﺣﺎﻝ ﻭ ﺭﻭﺯﻣﻮ ﺑﺒﯿﻦ ﺗﺎ ﮐﻪ ﻧﮕﯽ ﺗﻨﻬﺎ ﺭﻓﺖ

ﺍﻫﻞ ﻋﺸﻖ ﻭ ﻋﺎﺷﻘﯽ ﻧﺒﻮﺩ ﻭ ﺑﯽ ﭘﺮﻭﺍ ﺭﻓﺖ

ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﺣﺮﻓﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺩﻟﻢ ﺟﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ

ﺑﯿﺨﯿﺎﻝ ﻗﻠﺒﯽ ﮐﻪ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﻣﻮﻧﺪﻩ

ﺁﺧﻪ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺗﻮ ﺩﻧﯿﺎﯼ ﺩﻻﯼ ﺳﻨﮕﯿﻪ

ﻭﺍﺳﻪ ﺗﻮ ﻓﺮﻗﯽ ﻧﺪﺍﺭﻩ ﺩﻝ ﻣﻦ ﭼﻪ ﺭﻧﮕﯿﻪ

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 12:52 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
من و مریم با هم این وبلاگ رو ساختیم و قرارمون این بود همیشه بهش سر بزنیم...

تو همه این مدت من اومدم و وبلاگ رو به روز کردم..

اما الان وقتی عوض شدن مریم رو دارم میبینم دلیلی واسه بودن من و به روز کردن وبلاگ وجود نداره..

همتون رو دوست دارم و بخدا میسپارمتون..

یا علی..

بدرود..

[ دوشنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۲ ] [ 9:10 ] [ M.Javad @ MaryaM ]
   ........   مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

من نشاني از تو ندارم اما نشاني ام را براي تو مي نويسم:
درعصرهاي انتظار،به حوالي بي کسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا کن و وارد کوچه پس کوچه هاي تنهايي شو! کلبه ي غريبي ام را پيدا کن، کناربيدمجنون خزان زده و کنارمرداب ارزوهاي رنگي ام! درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را کنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي كويري كه غرق انتظار است، پشت ديوار دردهايم نشسته‌ام... .

@@@@@@@@@

گریه کن گریه قشنگه
گریه سهم دل تنگه

@@@@@@@@@

هي غريبه!
روي کسي دست گذاشتي
که همه دنيامه
.....
بي وجدان
اينقدر راحت به او نگو
عــــزيــــزم...

@@@@@@

$$_________________________$$ $$_______$$$$$$$$$$________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_________$$$$$$__________$$ $$_______$$$$$$$$$$________$$ $$_________________________$$ $$_________________________$$ $$____$$$$$_______$$$$$____$$ $$__$$$$$$$$$___$$$$$$$$$__$$ $$_$$$$$$$$$$$_$$$$$$$$$$$_$$ $$_$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$_$$ $$__$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$$__$$ $$____$$$$$$$$$$$$$$$$$____$$ $$______$$$$$$$$$$$$$______$$ $$________$$$$$$$$$________$$ $$_________$$$$$$$_________$$ $$__________$$$$$__________$$ $$___________$$$___________$$ $$____________$____________$$ $$_________________________$$ $$_________________________$$ $$_$$$$$$$$$_____$$$$$$$$$_$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$_________$$$$$___$$ $$___$$$$$$_______$$$$$$___$$ $$____$$$$$$_____$$$$$$____$$ $$______$$$$$$$$$$$$$______$$ $$________$$$$$$$$$________$$ $$_________________________$$ $$_________________________$$
امکانات وب